« عشق » ؛ و دیگر هیچ ! .


از اساتید فرهیختهٔ زبان و ادبیّات پارسی ام ، در دوران دانشجویی شنیدم که دو واژهٔ « خدا » ، و « عشق » ؛ پرکاربردترین کلمات ، در لسان ادیبان پارسی گو ، و پارسی سرا می باشد . ادبا و شعرای فارسی زبان ، واژهٔ عشق را ، محبوب و محترم می شمردند ، و آن را ، عصاره ای از مهر و عطوفت ذات اقدس حق می دانستند و می دانند . اینان ؛ عشق ؛ حتّی ، عشق زمینی و فیزیکی را نیز ، در صورت همراهی با نجابت ، شرم ، و حیا ، زمینه ساز و نردبان وصول عاشق ، به معشوق و معبود ازلی می دانند : مرا به عشق حقیقی رساند ؛ عشق مجاز یا : از چهرهٔ بیشرم ، شود عشق ؛ هوسناک زان حسن بپرهیز ، که محجوب نباشد ادبیّات گرانسنگ پارسی ، سرشار از ذکر منظوم و منثور عشق های آتشینی چون لیلی و مجنون ، خسرو و شیرین ، شیرین و فرهاد و ... است ، به گونه ای که اگر ، این فصل ها را از ادبیّات فارسی ، حذف نماییم ، جز اندکی ، باقی نمی ماند . در مجموعه ای که تقدیم شده است ، نمونه هایی از استعمال این واژهٔ محترم ، در لسان ادیبان فارسی گو ، جمع آوری ، تدوین ، طرّاحی و تزئین گردیده ، و در قالب این ویدئوکلیپ ؛ تقدیم نگاه های شما می گردد . قصد این همراه شما ، از ساخت این ویدئوکلیپ ، تآکید بر این نکته است ، که عشق را ، باید ؛ از دریچهٔ حافظ و سعدی و مولانا و... دید ؛ نه از منظر کسانی که عشق ، در نگاه آنان ، مساو

 ویدیوهای پیشنهادی