دکلمه ی احساسی شعری از مسعود فردمنش توسط علی یک تن ثانی


ای عاشق در انتظار چه نشستی  در انتظار بادها ی پائیزی باران های بهاری برگها ی زرد و یا شکوفه های ارغوانی  در انتظار کدامی انتظار بیهوده ست ، پنجره را باز کن  جدار را بشکن  غبار را بشوی  و خاطره ها را به خاطره ها بسپار تا پایان ، پایانها مانده است  این است زندگی  این است روزگار . شعر: مسعود فردمنش گوینده: علی یک تن ثانی

 ویدیوهای پیشنهادی